تبليغاتX
انتظار





انتظار

منوي اصلي
وضعيت ياهو
موضوعات وب
آثار تاريخي
پيوندهاي روزانه
لينكدوني
آمار بازديدكنندگان
لوگوي دوستان
طراح قالب
پيام نما




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:4 بعد از ظهر

منتظران حقيقی امام زمان

مرحوم حاج ميرزا محمدتقي موسوي اصفهاني»، در كتاب شريف «مكيال المكارم» كه در آن براساس احاديث گوناگون وظايف منتظران را برشمرده است، موردي دارد كه واقعاً تكان دهنده است. ايشان مي نويسد ازجمله وظايف منتظران، توبه واقعي و بازگرداندن حقوق مردم به آنان است. يعني حتي آن توبه اي كه بدون پس دادن حقوق ضايع شده مردم به آنها باشد، مورد پذيرش نيست و نمي تواند ما را در زمره منتظران قرار دهد. درهاي رحمت الهي، هيچگاه به روي كساني كه از روي غفلت، به راه ناصواب رفته اند بسته نيست. كساني كه مي خواهند برگردند، مي توانند با اداكردن حقوق مردم و باتوبه واقعي، خود را در صف منتظران حقيقي آقا امام زمان(عج) قرار دهند. من خود را مكلف مي دانم كه صداي حضرتش را به همگان برسانم كه اي مردم بياييد و در صف منتظران من قرار گيريد، بياييد و با احقاق حقوق ضايع شده ديگران، با تأسي به پرهيزگاري و ورع، با دوري از گناهان، با صرف مال در راه هايي كه سود آن به مسلمانان برسد، باكوشش در اداي حقوق برادران ديني، با قرائت قرآن و نماز، با شاد كردن دل شيعيان، با خدمت به مردم مرا ياري كنيد تا من از شما راضي شوم.
خدا را گواه مي گيرم كه من راه هاي تقرب به آن حضرت را آشكارا بيان كردم و از هركس كه اين مطالب را بخواند، پيمان مي گيرم كه آن را به ديگران منتقل كند
وظايف منتظران حقيقي امام عصر(عج) سنگين است و از عهده هر كسي ساخته نيست. به همين دليل است كه گفته شده عدد منتظران حقيقي حضرت حجت(عج) از عدد آنان كه داعيه انتظار و ياوري حضرتش را دارند، بسيار كمتر است.

«
دكتر محمد رهايي»، از مدرسان دروس حوزوي در باب وظايف منتظران مي گويد: «وظايف منتظران را در چند دسته مختلف مي توان تقسيم بندي كرد». بزرگان ما تا 80مورد از وظايف منتظران را از متون اخبار و روايات و احاديث استخراج كرده اند كه بخشي از آنها، وظايف تعبدي است. مثل شناخت وجود شريف امام كه اين شناخت، خودش بحث بسيار مفصلي دارد و اگر كسي بخواهد همين يك وظيفه را بدرستي انجام دهد، بايد عمرش را در پاي آن بگذارد. يا مواردي مثل رعايت مراتب ادب نسبت به اسماء شريف آن حضرت يا محبت خاص داشتن نسبت به آن حضرت و يا محبوب ساختن آن عزيز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ايشان و اظهار شوق براي ديدار آن حضرت و ذكر فضايل و مناقب ايشان در ميان مردم واندوه در فراق آن بزرگوار و يا مداومت در خواندن دعاهاي خاص.
اما يكسري وظايف هم هستند كه بعد اجتماعي دارند مثل صرف اموال در راههاي مورد رضايت امام زمان(عج) كه اين يك بحث مفصل دارد. انجام اين وظيفه، در جامعه امروز ما مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. ما بايد ببينيم در شرايطي كه جامعه ما دارد، صرف اموال در چه راههايي مورد رضايت امام عصر(عج) خواهد بود.
يكي از وظايفي كه در تعاليم اسلامي برعهده منتظران امام عصر(عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعي است. منتظران امام زمان (عج) كساني هستند كه نسبت به مسائل اطراف خود، بي تفاوت نيستند و هر اتفاقي در عرصه هاي اجتماعي، آنها را به واكنش وامي دارد، واكنشي كه به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفي است. اين وظيفه در تعاليم ديني ما تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر شناخته مي شود.
«
سيد ابراهيم كاظمي»، از فعالان تبليغ مهدويت، در اين باره مي گويد: «يكي از وظايف مهم مسلمانان در زمان غيبت امام عصر(عج) اين است كه به ترويج و تبليغ احكام اسلامي بپردازند و امر به معروف و نهي از منكر را اقامه و با بدعتها مبارزه كنند.
وظيفه آگاهان، علما و دانشمندان در اين مقوله، نسبت به ديگران سنگين تر است.
امام حسن عسكري(ع) از پدران گرامي خود نقل كرده است كه رسول خدا(ص) فرمودند:«شديدتر و سخت تر از يتيم شدن كودكي كه از پدر و مادر خود دور مي شود، يتيم بودن كسي است كه از امام خود دور است و به او خود دسترسي ندارد و حال آنكه با مسائلي مواجه است كه حكم آن را نمي داند. آگاه باشيد هر كس از شيعيان ما آگاه از علوم ما اهل بيت باشد، بايد بداند كه اين شخص كه دسترسي به ما ندارد و حكم ما را نمي داند در حكم كودك يتيمي است كه در دامن اوست. بدانيد هر كس او را هدايت و راهنمايي كند و راه ما اهل بيت را به او تعليم دهد، در بهشت با بهترين دوستان، همراه ما خواهد بود».
امام هادي(ع) نيز فرموده اند:«اگر در زمان غيبت حضرت قائم (عج) علمايي نباشند كه مردم را به سوي حضرت دعوت كنند و متوجه به آن جناب سازند و با دليل از دين خدا دفاع كنند و بندگان ضعيف (كم اطلاع) را از دام ابليس و ابليسيان و ناصبيها نجات دهند، كسي باقي نخواهد ماند مگر آنكه مرتد خواهد شد، ولي ايشان هستند كه زمام قلبهاي شيعيان ضعيف و كم اطلاع را محكم مي گيرند، همان طور كه كشتيبان سكان كشتي را محكم مي گيرد حقا كه اين دانشمندان نزد خداوند عزوجل برترين افرادند.


 

برنامه عملي شيعيان و ياوران حضرت در دوران غيبت




اشاره:

بزرگان و دانشمندان شيعه به ويژه صاحبان قلم كه درمورد وجود حضرت مهدي كتاب نوشته اند، با بهره گيري از كلمات نوراني و روايات وارده در اين باب ، براي شيعه و دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) تكاليف ووظايفي را مقرر داشته اند ، تكاليفي كه يك فرد شيعه بايد درعصر غيبت نسبت به آنها اهتمام ورزد . البته هر كسي در حد وسع خود اموري را به عنوان وظايف تعيين كرده اند . در اين مورد ، بهترين كتاب ، «مكيال المكارم » است كه مؤلف آن (سيد محمد تقي موسوي ) در باب هشتم كتاب ، هشتاد امر را به عنوان تكاليف عباد نسبت به امام عصر ، بر شمرده است . ما در اين نوشتار درصدد بررسي و جمع تمامي تكاليف نيستيم ، بلكه تنها به برخي تكاليف ووظايف عباد مخصوصاً شيعه اشاره مي كنيم ، چرا گه بررسي تمام وكمال آن نه در وسع فهم مؤلف است و نه در اين نوع نوشتار مي گنجد .
البته معلوم است كه اين تكاليف ، دستوراتي هستند كه از طرف مبادي عاليه و ائمه معصومين : صادر شده اند كه عبارتند از :


1-‌ ياد امام زمان (عليه السلام)

وظيفه ي يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز ياد امام زمان است نه در هر صبح و شام ، بلكه درتمايم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مكاني از مكانها بايد به ياد امام زمام باشد ، نه آنكه هر گاه مريض يا گرفتار شد ويا در مركزي از مراكزديني ، مانند حرم ائمه (عليه السلام) قرار گرفت به ياد امام بيافتد ، زيرا عاشق آن است كه آني از ياد معشوق غافل نشود . تأسف آن است كه نه تنها ديگران به ياد امام نيستند . بلكه شيعيان نيز امامشان را به فراموشي سپرده اند ، در حالي كه از ياد بردن ولي نعمت عيب و زشت است . ياد اما نه تنها يك وظيفه است كه آرام بخش و نشاط آور ، سازنده و تربيت كننده ، اصلاح گر وشور آفرين و وسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ نيز هست .

بنابراين ، اي دوستان امام زمان اگر صفاي روح مي طلبيد ، اگر تزكيه نفس مي خواهيد . اگر قدرت مبارزه با تمايلات نفساني ووسوسه هاي شيطاني را جويا هستيد ، اگر از گناهان و خطاها پشيمان شده در پي وسيله استغفار به فكر درمان بيماري هاي روحي وناهمواريهاي معنوي افتاده ايد ، اگرتعالي رواني و نور باطني مي خواهيد و بالاخره اگر كاميابي دنيا و آخرت را خواستاريد ، راه اصلي و مسير حقيقي آن است كه به ياد امام زمان باشيد و به او روي آوريد ودست به دامان او شويد ، در تمام ساعات عمرتان به ياد او باشيد ، از او بخواهيد ، او را بجوئيد ، راه او را به پيمائيد و در خانه او را بزنيد ، چرا كه همه چيز انجاست و همه كمالات در سايه مهر او و در پرتو اطاعت و كسب خوشنودي او و سرانجام از ياد اوست . شما در هر مقام و موقعيتي كه هستيد ، اگر مي خواهيد در تمام شئون زندگي و در همه مسائل اجتماعي ، به خصوص سازندگي روح انساني وشكوفايي انديشه ، به جائي برسيد و به موقعيتهائي نايل شويد پيوسته به ياد او باشيد و پيوندتان را با او محكم كنيد كه در غير اين صورت . تلاشها بي ثمر مي ماند . راههاي به ياد امام بودن ، تكاليف بعدي است كه ذيلاً اشاره مي شود .



2-‌ دعا براي شناخت امام زمان (عليه السلام)

معرفت و شناخت امام زمان ، امري حتمي و ضروري است ، چرا كه طبق حديث نبوي مرگ كسي كه نسبت به امام زمانش آگاهي ندارد ، مرگ جاهليت است . بنابراين يكي از وظايف مسلم عبد اين است كه امام زمانش را بشناسد و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نورزد . از جمله كوششها دعا و مسئلت شناخت امام از حضرت حق تعالي است كه از خدا استعانت بجويد و بخواهد كه معرفت امام را براي اوميسر و مقدورنمايد . در اين مورد دعاي معروفي است كه مرحوم كليني در باب غيبت ازكتاب الحجه اصول كافي و نعماني در كتاب غيبت خود و شيخ صدوق در كتاب كمال الدين و سيد بن طاووس در جمال الاسبوع و شيخ طوسي در مصباح المتهجد نقل كرده اند .در اين دعا پس از درخواست معرفت خدا ومعرفت رسول خدا . معرفت امام مسئلت مي شده ودستور مواظبت آن به مؤمنان و منتظران ظهور حضرت داده شده است :

«اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك ( لم ارعف رسولك ) اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفتي رسولك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني ؛ خداوندا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناساني رسولت رانخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان ، چرا كه اگر رسولت را به من نشناساني ، حجتت را نخواهم شناخت . خداوندا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناساني ، در دين گمراه خواهم شد .»

بزرگان دين به دوستان و مؤمنان و عاشقان حضرت مهدي دستور مواظبت اين دعا را براي هميشه داده اند ، بنابراين مي توان آن را يكي از وظايف شمرد .



3- دعا براي سلامت امام زمان (عليه السلام) :

يكي ازوظايف دوستان امام اين است كه براي سلامت و صيانت حضرت از خطرات و بلايايي كه جان امام را تهديد مي كند ، با هر زباني كه بدان مسلطند ، دعا كنند و بهتر آن است كه دعاهاي مأثور را بخوانند ،مانند :

« اللهم كن لويك الحجه بن لحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعاً وتمتعه فيها طويلاً »1. يا مانند « اللهم اعده من شر جميع ما خلقت و ذرات و برات و انشات و صورت . و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن عينه و عن شماله و من فوقه ومن تحته بحفظك الذي لا يضيع من حفظته و احفظ فيه رسولك و وصي رسولك عليهم السلام . اللهم ومد في عمره وزد في اجله و اعنه علي ما وليته و استرعيته ...»2

البته كل اين دعا را محدث قمي درمفاتيح الجنان در ملحقات آن تحت عنوان دعا در غيب امام زمان آورده است .

و مانند دعايي كه تحت عنوان « صلوات بر ولي امر منتظر (عجل الله تعالي فرجه) » در مفاتيج الجنان در ضمن صلوه بر حجج طاهره : آمده است : « ... اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء ...» . و يا مانند دعايي كه با اين عبارت شروع مي شود : « اللهم ادفع عن وليك و خليفتك ...» كه مرحوم محدث قمي آن را از سيد ين طاووس در جمال الأسبوع و شيخ الطايفه در مصباح المتجهد نقل كرده و درامر چهارم از دعا براي امام عصر (عليه السلام) قرار داده است . طالبان مي توانند به مفاتيح الجنان مراجعه كنند .

در اينكه به دوستان توصيه شده براي سلامتي امام زمان (عليه السلام) دعاكنند و اينكه دعاهاي بسيار در مورد اين مورد ثبت و ضبط شده ، تا آنجا كه در دعاهايي كه براي امام زمان نقل شده به اين موضوع توجه شده ، بحثي نيست و كسي نمي تواند در آن ترديد كند ، حتي دستور داده شده كه دوستان براي حفظ جان امام صدقه بدهند، نخست قصد و نيتش سلامتي امام زمان ، سپس سلامتي خود و اعضاي خانواده اش ، آنهم در پناه امام زمان را لحاظ كند كه اين به قبول نزديكتر است تا آنكه بخواهد صرفاً براي سلامتي خود صدقه بدهد .



4-‌ دعا براي تعجيل در ظهور امام زمان (عليه السلام) :

يكي از وظايف مسلم شيعيان در زمان غيبت امام زمان ، دعا برا ي قرب ظهور و درخواست تعجيل در قيام آن حضرت است . شيعه راستين و دلباخته امام زمان كسي است كه در هر صبح و شام و با هر نماز ونياز دست حاجت به پيشگاه خداي رؤف دراز كرده و از او ظهور مولايش را بطلبد .

كسي كه شيفته واقعي امام زمان (عليه السلام) است در دعا براي ظهور مولايش اسير الفاظ و گرفتار عبارت پردازي نيست ، بلكه از عمق جان دعا مي كند و با تمام وجود گمشده اش را مي طلبد ، تنها زبانش سخن نمي گويد ، بلكه قلبش در هجران يار مي سوزد ، دلش در فراق محبوب مضطرب است و ديدگانش در انتظار ديدار اشكبار است . گردش زبانش در گام ، همچون اشكهاي غلطانش برگونه ، نشانه محبت دروني و علاقه قلبي او به مولا و محبوب اش است .

شيعه شيفته ، بسان انساني فارغ و بي سوز ، نيايش نمي كند . بلكه مانند عاشقي دلباخته با دلي پر سوز و گداز و با تمام وجود براي ظهور امامش دعا ميكند . انساني كه دردريا گرفتار توفان شده و كشتي اش شكسته به دريا افتاده و در حال غرق شدن است ، چگونه براي نجات خويش دعا مي كند ؟ و با چه حالي خدا را ميخواند و چطور از ته دل به پيشگاهش التماس مي كند ؟

شيعه دلباخته نيز در زمان غيبت ، ميان موجهاي پرخروش حكومتهاي خود كامه در دل درياي توفان زده و تاريك اجتماعات فاسد بشري ، كشتي سعادتش را شكسته مي بيند ، دل را در فراق امام ومولايش مضطرب و پريشان مي يابد و بدون ذره اي ظاهر سازي و خودنمايي ، از صميم قلب فرياد مي كشد : اين بقيه الله ؟ و با اشك و آه جان سوز مي گويد : اين المنتظر لاقامه الامت والعوج ؛ كجاست مصلحي كه انتظار مي كشيم انحرافها و كجيها را راست گرداند ؟ اين المرتجي لازاله الجور و العدوان ؛ كجاست مايه اميدي كه ستم و بي عدالتي را از جهان برچيند ؟ اين معز الاولياء ومذل الاعداء ؟ كجاست عزت بخش دوستان و ذليل كننده دشمنان ؟ اين ابن النبي المصطفي و ابن علي المرتضي وابن خديجه الغراء و ابن فاطمه الكبري ؛ كجاست پسر محمد مصطفي (صل الله عليه و اله) وعلي مرتضي (عليه السلام) و خديجه غراء (عليه السلام) و فاطمه كبري (عليه السلام) ؟

آري ، عاشق دلباخته صبح و شام نمي شناسد و درتمام ساعات منتظر ظهور يار و مشتاق ديدار جمال محبوب است . امام صادق (عليه السلام) فرمود : « فتوقعو الفرج صباحاً و مساءً3 ؛ بايد در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشي ».

و در حديث ديگر فرمود :«.... و توقع امر صاحبك ليك و نهارك4 ؛ بايد شب و روز منتظر فرار رسيدن ظهور صاحب خود باشي ».

بنابراين ، بر همه شيفتگان آن حضرت لازم است دائم به ياد آن امام همام بوده و برا ي تعجيل در ظهورش دعا كنند و از خدا ظهور او را هر چه سريعتر بخواهند ، چرا كه با آمدن او تمام ملل نجات مي يابند و شيعه به اوج عزت وعظمت خود مي رسد . به قول امام صادق :لكل اناس دوله و دولتنا في آخر الدهر يظهر5 .

يقيناً در دولت اهل بيت پيامبر شيعيانشان به اوج عزت خواهند رسيد و دشمنانشان به حضيض ذلت ، چنانكه حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) فرمود : « و اكثر و الدعا ، بتعجيل الفرج فان ذالك فرجكم 6؛ براي فرج ما بسيار دعا كنيد چرا كه فرج شما در آن است .»



5-‌ ندبه بر امام زمان (عليه السلام) :

ندبه بر حضرت مهدي اظهار شوق به لقاي او ، گريه و ابراز نگراني از مفارقت ومحروم بودن از فيض حضور او ، دعا براي تعجيل فرج وظهور او ، ذكر مناقب وفضايل واقدامات و برنامه هاي انقلابي و اصلاحي آن وجود مبارك و اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار و روي كار بودن حكومتهاي باطل ومستبد و روشهاي بيداگرانه ، سنت حسنه اي است كه همواره شيعه بر آن مداومت داشته و آن راشعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تأسيس حكومت جهاني اسلام ، و آزادي و نجات تمام انسانها ، اين شعار بر قرار بوده و روشنگر خواسته هاي ارزنده و با ارج و هدفهاي مترقي و نجات بخش‌اسلام‌است .

اين ندبه را شيعه از امامان معصوم خود كه كار و عملشان سرمشق و پيروي از گفتار و رفتارشان ( بر حسب حديث متواتر ثقلين و احاديث ديگر ) وظيفه هر مسلماني است ، آموخته اند .

پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) و ائمه معصومين (عليه السلام) بر حسب روايات ، كراراً ضمن آنكه از اوضاع آخر الزمان و فتنه هاي كه ظاهر ميشود و فشار هايي كه براهل حق وارد مي گردد ،خبر مي دادند ، نگراني و تأثر خود را نيز اظهار مي كردند .

شيخ صدوق و شيخ طوسي (رحمه الله ) هر يك به سند خود حديث مفصلي را از «سدير صيرفي » روايت كرده اند كه در آن ، گريه و ندبه امام ششم حضرت جعفر بن محمد (عليه السلام) بر غيبت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه) بيان شده است ، در اينجا براي رعايت اختصار قسمتي از اين حديث را كه ارتباط با بحث ما ( ندبه ) دارد ؟ نقل مي كنيم . سدير صيرفي مي گويد : من و مفضل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب به محضر امام صادق (عليه السلام) شرفياب شديم ، ديديم آن حضرت بر روي خاك نشسته و لباسي كه از مو بافته شده و طوقدار و بي گريبان بود ، پوشيده است و مانند فرزند مرده جگر سوخته گريه مي كند ، آثار حزن و اندوه ا زگونه و رخسارش آشكار و اشك كاسه چشمهايش را پر كرده بود و مي فرمود :

« سيدي غيبتك نفت و ضيقت علي مهادي و ابتزت مني راحه فوادي سيدي غيبتك او صلت مصابي بفجايع الابد ، و فقد الواحد بعد بعد الواحد يقني الجمع و العدد ، فما احس بدمعه ترقي من عيني و انين يقتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مثل بعيني عن غواير اعظمها و افظعها و بواقي اشدها و انكرها ونوائب مخلوطه بغضبك و نوازل معجونه بسخطك 7؛ آقاي من ، غيبت تو خوابم را گرفته و خوابگاهم رابر من تنگ كرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است . آقاي من ، غيبت تو مصيبتم را به مصيبتهاي دردناك ابدي پيوسته و ازدست دادن يكي پس از ديگري جمع و عدد را فاني مي سازد ، پس احساس نمي كنم به اشكي كه در چشمم خشك مي گردد و ناله اي كه در سينه ام آرام مي گيرد ، مگر آنكه مصايب بزرگتر و دلخراش تر وپيشامدهاي سخت تر و ناشناخته تر در برابر ديده ام ، مجسم مي شود .»

سدير گفت : عقل از سر ما پريد و دلهاي ما از غم و اندوه اين پيشامد هولناك و حادثه خطرناك پاره شد و گمان كرديم از اتفاق ناگوار كوبنده اي اين چنين گريان و سوگوار است يا از روزگار به او مصيبتي رسيده است .

عرض كرديم خدا ديدگانت را نگرياند اي پسر خير الوري ،از چه پيش آمدي اينگونه گرياني ، و از ديده اشك مي باري ؟ چه حالي روي داده كه اين گونه سوگواري ؟ حضرت چنان آه عميقي كشيد كه ناراحتيش از آن افزون شد . از روي تعجب فرمود : « واي بر شما . بامداد امروز نگاه كردم در كتاب « جفر » و آن كتابي است كه علم مرگها و بلاها ، وآنچه واقع شده و واقع مي شود تا روز قيامت ، در آن مندرج است . خدا ،محمد (صل الله عليه و اله) وائمه اطهار (عليه السلام) بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمل كردم در موضوع ولادت غايب ما و غيبت و طول عمر او و گرفتاري مؤمنان در آن زمان وشك هايي كه از جهت طول غيبت در دلهايشان پيدا مي شود و اينكه بيشتر آنها از دين برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند . »8

بنابراين ، ندبه ناله وزاري و گريه بر امام عصر (عليه السلام) كه در بين شيعه رائج است امري بي مأخذ و موضوعي بي سند نيست ، بلكه امري است كه شيعه ازاولياي خود گرفته است .

در تضرع و زاري بر امام عصر و ندبه بروجود مقدس او شيعه دلباخته اسير الفاظ نيست ، با هر لفظي و با هر سوز و گدازي انجام گيرد ، صحيح است ، لكن بهتر آن است كه شيعه در اين موضوع نيز ببيند كه از مبادي عاليه چه دستوري رسيده است ، شايد بهترين آنها « دعاي ندبه » باشد كه هم از لحاظ سند طبق بررسي بزرگان فن, محكم ومتين است و هم از لحاظ متن ودلالت مطابق قرآن و روايات وارده است . اساساً جذبه اين دعا محتواي بلند آن ، بهترين گواه بر صحت صدور آن است . ذكر اين نكته لازم است كه اگر شخصي ميخواهد براي امام زمان تضرع و ندبه اي داشته باشد بايد با حالي مخصوص و قلبي محزون و چشمي گريان و ادبي مطابق شأن امام معصوم باشد . در اين مورد ،دعاي ندبه بهترين راهنماست ، زيرا با دقت در آن دعا روشن مي شود كه از يك جهت دعاي ندبه ، به سه بخش قابل تقسيم است :

نخست : مناجات با خدا و سرسخن باز كردن و گله وشكايت از مردم روزگار نمودن و اقرار به معارف حقه اسلامي كردن تا آنكه محبتش شديد و شديدتر مي شود . سپس مثل كسي كه ميخواهد محبوب و معشوق عزيزش را در گوشه و كنار دنيا پيدا كند با سفري روحي به همه جاي عالم سري مي زند و به گفتن اين كلمات مي پردازد : « اين الحسن اين الحسين (عليه السلام) » تا مي رسد به « اين بقيه الله ؟ » و همچنان ادامه مي دهد و به تجسس مي پردازد، ناگهان مانند كسي كه محبوبش را درگوشه اي يافته و او را ديده، به اوخطاب مي كند : « بابي انت وامي ونفسي لك الوقاؤ والحمي » و در پايان مي گويد : « اللهم انت كشاف الكرب والبلوي ؛ يعني كسي كه غم و اندوه را از دلها مي زدايد و بلاها را رفع ميكند و غم هجران را به سرور و صال مبدل مي سازد ، خداست .

بنابراين ، عاشق دلسوخته وقتي براي حضرت ندبه مي كند ، خواه دعاي ندبه بخواند ، خواه خود زمزمه داشته باشد ، ابتدا بايد توجه به حضرت حق داشته و عرض حاجت و شكايت به او ببرد و سپس توجه به گمشده خويش نمايد ، و سرانجام ، به گونه اي باشد كه خود را در محضر امام بيند و در پايان نيز شكر خدا را به جا آورده و رسيدن به وصال يار را از امداد او بداند .



6-‌ زيارت امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) اين است كه درهر روز به ويژه در روز جمعه به زيارت امامشان بپردازند وبه يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده . آقايشان را زيارت كنند .

زياراتي كه در كتب ادعيه از قبيل مصابح المتجهد شيخ طوسي و جمال الأسبوع و اقبال سيد بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسي ومفاتيح الجنان محدث قمي و كتب ديگر آمده ، بسيار است .كتاب مفاتيح الجنان محدث قمي كه دردسترس همگان قرار دارد ، عاشقان مي توانند براي زيارت امام عصر (عليه السلام) به همان كتب مراجعه كنند . زيارتي كه در اوايل مفاتيح مربوط به روز جمعه است ودعاي ندبه و آل ياسين ودعاي عهد و چندين زيارت ديگر كه دراواخر آن كتاب در بخش زيارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه زيارت نامه آن حضرت است . بهترين زيارت براي هر امامي از جمله امام عصر (عليه السلام) زيارت جامعه كبيره است .

نكته : چه قدر زيباست كه انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو ركعت نماز به جا آورد . سپس تسبيح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحيد را بخواند و يكي از زيارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار كه آمادگي دارد به قرآن و اذكار بپردازد و در پايان مجموعه آن عمل را به عنوان هديه به محضر آن حضرت تقديم نمايد، زيرا حداقل فايده اين كار اين است كه در هر 24 ساعت يكبار هم كه شده به ياد مولايش افتاده است . امكان ندارد كه ما متوجه مولايمان بشويم ، ولي او به ما توجه نكند ، چون آنان خاندان كرمند :«عادتكم الاحسان‌و‌سجيتكم الكرم»




7-‌ توسل به امام زمان (عليه السلام):

همانگونه كه هر عبدي اگر مبتلا به مشكلي شود به مولايش پناه مي برد و رفع شدايد ومشكلات را از او مي طلبد ، مخصوصاً اگر آن مولا توان رفع مشكل راداشته باشد ، شيعه نيز بايد در همه حالات به ويژه درهنگام شدايد وتهاجم دشمن ، به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه)متوسل شود و رفع مشكل را از مولاي خود بخواهد . در طول تاريخ شيعه از صدر غيبت تاكنون مواردي كه مؤمنان به آن امام همام متوسل شه و نتيجه گرفته اند ، قابل احصا نيست . شفا يافتگان درگاه او ونجات يافتگان پناهجويان او بسيارند كه در كتابهاي متعدد به آنها اشاره شده است. كساني كه در مسجد جمكران قم با توسل به امام زمان (عليه السلام) شفا گرفته و يا از آنان رفع مشكل شده ، تعداد بي شماري هستند كه ما در اينجا بناي نقل آنها را نداريم .

گرچه همه ائمه سرور ومولاي ما هستند و همگان صاحب كرامات ومعجزات اند و تمامي آنان در درگاه پروردگار صاحب عزت و جاه و جلالند و انسان به هر كدام كه متوسل شود به پناهندگان خود ، پناه مي دهند . لكن طبق قاعده امروزه هر كاري كه بخواهد انجام گيرد وهر مشكلي كه بخواهد رفع شود و هر بليه اي كه بخواهد از ميان برداشته شود و سرانجام ، هر عزت و ذلتي بايد زير نظر ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) باشد و با صلاح ديد آن حضرت انجام گيرد . شايد معصومين ديگر كارها را به آن حضرت ارجاع دهند ، چرا كه فعلاً دوران حكومت و حكمروايي اوست ، لذا توسل به او لازم است .



8-‌ ارجاع مردم به امام زمان (عليه السلام) :

صرف اينكه انسان به ياد امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) و متوسل به اوست ودرهر صبح و شام او را زيارت مي كند كافي نيست ، بلكه تكليف ديگري هست كه (البته اين تكليف عمدتاً متوجه روحانيت ورهبران ديني و متدينان صاحب نفوذ در جامعه است ) بايد سعي كرد تا جامعه را جامعه امام زماني (عليه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد . درايام تبليغ محرم وصفر وماه رمضان و درهر فرصت متناسب از امام عصر(عليه السلام) سخن به ميان آورد و بخشي از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد ومردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او آگاه ساخت . دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسيت به آن امام همام اميدوار كرد . هم چنين شبهات رادر مورد وجود آن حضرت برطرف نمودو در مورد طول عمر آن حضرت وغيبت و فوايد وجودي او ، در عين اينكه در پرده غيبت است ، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تاهمه افراد شيعه نسبت به امام آگاهي پيدا كرده و مبلغ او شوند . در اين راه يك بسيج عمومي لازم است كه همه اهل سخن و قلم يكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بي صاحب نيستيم تا جامعه ، يكپارچه جامعه امام زماني شود ،نه آنكه تنها دعاي ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتي در اثر گرايشهاي نابجا مورد طعن ديگران قرار گيرند . يا يك روحاني و واعظ در ميلاد آن حضرت به چند جمله يا داستان اكتفا نمايد ، بلكه بايد كاري كرد كه زن و مرد شيعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسي به ياد امام زمان بيفتند و از او كمك بخواهند . نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در اين راه تباه كردند . و پاسخ منفي و مأيوس كننده شنيدند ، تازه به ياد مسجد جمكران و امام زمان بيفتند . ما بايد مردم را به گونه اي بسازيم كه در تمام زمينه ها نخست به ياد امام زمان افتاده ،سپس با توسل به آن حضرت به طبيب مراجعه كنند و دارو مصرف نمايند ، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند ، آنگاه به امام زمان (عليه السلام) مراجعه نمايند . البته ما منكر اسباب و علل طبيعي نيستيم و نمي خواهيم بگوييم هر كه بيمار شد، و با اينكه مثلاُ نياز به عمل جراحي دارد به دكتر مراجعه نكند ، و فقط به امام زمان متوسل شود ، بلكه مي گوئيم نخست توسل براي اينكه امام عصر عنايتي بفرمايد كه طبيب درست مرض را تشخيص دهد و داروي مناسب تحويز نمايد و عمل جراحي موفقيت آميز باشد . به هر حال ، دارو از طبيب ، ولي شفا از خدا با وساطت امام عصر (عليه السلام) است .



9-‌ هديه براي امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف شيعه آن است كه هدايايي به محضر امام زمانش تقديم دارند . منظور از هداياي مادي نيست كه مثلاُ براي امام يك دست لباس بخرند ، بلكه مقصود از هديه اعمال صالحه است از قبيل : قرائت قرآن . حج ، طواف ، زيارت قبور ائمه معصومين (عليه السلام) به نيابت از آن حضرت و سرانجام هر كار خيري كه از انسان سر زند مي تواند آن را به محضر امام هديه كند يا به نيابت امام زمان حج انجام دهد و طواف نمايد و امثال اينها و يا براي سلامتي او صدقه دهد و ...



10-‌توبه :

گرچه توبه درهر عصر و زماني ممدوح ومورد توجه و لازم بوده است ، ولي در عصر غيبت اهتمام به آن دليل اينكه از جمله اسباب غيبت حضرت گناهان ماست ، مورد توجه يشتر قرار گرفته است و اساساً اگرمي خواهيم امام زمان ظهور كند بايد از گناه و‌آلودگي پاك باشيم . زيرا با ظهور امام گنه كاران از ميان برداشته مي شوند ، چون آلودگان نمي توانند در اطراف امام جمع شوند ، بلكه درمقابل امام قرار مي گيرند و هر كسي هم كه عليه امام و درمقابل او قرا رگيرد ، از دم تيغ اوخواهد گذشت .



11-‌‌خودسازي :

شيعه درطول غيبت كبري به انتظار نشسته كه كي يوسف گم گشته باز آيد و غم هجران يعقوبي آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه اميد شيعه اين است كه روزي در زير پرچم امام عصر به جهاد عليه دشمنان خدا و دين پرداخته و از جمله ياران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد . مي دانيم كه اين مقامات با آلودگي و پليدي سازگار نيست و از سوي ديگر . چون آمدن امام معلوم نيست و ممكن است ناگهان صداي دلرباي او طنين انداز شود ، پس شيعه منتظر بايد در تمام ابعاد زندگي خودسازي كند ، هم در بعد عقيده و هم در بعد نفسانيات و اخلاق و هم در بعد عمل ، چرا كه نه شخص فاسد العقيده در حريم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .

بنابراين اگر مي خواهيم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از ياران و دوستان او باشيم بايد خود رااز هر جهت بسازيم و يك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشيم و گرنه نه تنها نمي توانيم از ياوران و اصحاب امام زمان باشيم . بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زير پرچم مخالفان در آييم و از قهر امام در امان نمانيم ، چنانكه خيلي ها قبل از انقلاب دم از دوستي با امام خميني را مي‌زدند ، ولي وقتي كه امام آمد نه تنها با امام خميني همكاري نكردند ، بلكه نتوانستند قوانين اسلامي او را تحمل كنند ، در رديف مخالفان قرار گرفتند .



12-‌ آمادگي براي ظهور امام زمان (عليه السلام) :

يكي از وظايف مهم عباد موضوع آمادگي براي پذيرش حكومت واحد جهاني حضرت وليعصر (عليه السلام) است و تا آن آماگي حاصل نشود ظهور حضرت واقع نخواهد شد ، زيرا بدون آمادگي ظهور بي فايده خواهد بود . ما هر قدر خوشبين و اميدوار باشيم باز بايد بدانيم كه رسيدن به مرحله اي از تاريخ كه در آن همه انسانها زير يك پرچم گرد آيند ، سلاحهاي وحشتناك از جهان برچيده شود ، طبقات به مفهوم استعمارگر و استعمار شده از ميان برود كشمكشها و بازيهاي خطرناك سياسي ونظامي ابرقدرتها براي هميشه به دست فراموشي سپرده شود ، دنيا از نام چندش آور «ابر قدرت» وكابوس شوم نيروهاي جهنمي آنها رهايي يابد ، و رقابتهاي ناسالم وويرانگر اقتصادي جاي خود را به تعاون همگاني انسانها در راه بهتر و پاكتر زيستن دهد . هنوز زود است و دنيا نياز به يك آمادگي عمومي دارد . اما از آنجا كه درعصر اخير تحولها و ديگرگونيها به سرعت رخ مي دهد نبايد آن را هم زياد دور بدانيم وهمانند يك رؤيا وخواب شيرين بپنداريم .

ولي درهر حال , براي اينكه دنيا حكومتي را بپذيرد بايد از جهات مختلف ذيل آمادگي داشته باشد9:


الف ) آمادگي فكري وفرهنگي :
به اين معنا كه سطح افكار مردم جهان آن چنان بالا رود كه بدانند مثلاُ «نژاد» يا « مناطق مختلف جغرافيايي » مسأله قابل توجهي در زندگي بشريت نيست ، تفاوت رنگها , زبانها و سرزمينها نمي تواند نوع بشر را از هم جدا سازد ، تعصبهاي قبيله اي و گروهي بايد براي هميشه از ميان برود و فكر مسخره آميز «نژاد برتر » را بايد به دور انداخت ، مرزهاي ساختگي با سيمهاي خاردارد . و ديوارهايي همچون ديوار باستاني چين . نمي تواند انسانها را از هم دور سازد .

بلكه همانگونه كه نورآفتاب ونسيم روح بخش . ابرهاي باران زا و ساير مواهب ونيروهاي جهان طبيعت به مرزها ابداً توجهي ندارند و همه روي كره زمين را دور مي زنند و دنيار را عملاً يك كشور مي دانند .ما انسانها نيز به همين مرحله از رشد فكري برسيم و اگر خوب دقت كنيم مي بينيم كه اين طرز تفكر در ميان آگاهان و روشنفكران جهان در حال تكوين و تكامل است و روز به روز بر تعداد كساني كه به مسأله «جهان وطني » مي انديشند افزوده مي شود ، لذا مسأله زبان واحد و پول وحكومت واحد جهاني علناً در جهان مطرح است .


ب ) آمادگيهاي اجتماعي :
مردم جهان بايد از ظلم وستم و نظامهاي موجود خسته شوند و تلخي اين زندگي مادي و تك بعدي را احساس كنند ،حتي از اينكه ادامه اين راه تك بعدي ممكن است در آينده مشكلات كنوني را حل كند ، مأيوس شوند .

مردم جهان بايد بفهمند آنچه در قرن هيجده ، نوزده و بيست ميلادي درباره آينده درخشان تمدن بشري در پرتو پيشرفتهاي ماشيني به آنها نويد داده مي شد، در واقع , باغ سبزي بيش نبود و يا همچون سرايي بود در يك بيابان سوزان ، در برابر ديدگان مسافران تشنه كام .

نه تنها صلح ، رفاه و امنيت مردم جهان تأمين نشد ، بلكه دامنه مناقشات و نا امنيهاي مادي ومعنوي گسترش يافت ، نه تنها وضع قوانين به ظاهر جالب ، ظلم ، تبعيض ، استعمار وشكافهاي عظيم طبقاتي را از جهان برنچيد . بلكه مفاسد پيشين در مقياسهاي عظيم تر و اشكال خطرناكتر بروز كرد .

پي بردن به عمق وضع خطرناك كنوني ،نخست حالت تفكر ، سپس ترديد و سرانجام ، يأس از وضع موجود جهان و آمادگي براي يك انقلاب همه جانبه بر اساس ارزشهاي جديد به وجود مي آورد و اين چيزي است كه تا حاصل نشود . رسيدن به چنان مرحله اي ممكن نيست . درست همانند دمل چركيني مي ماند كه تا نضح نگيرد ، لحظه نشتر زدن آن فرا نخواهد رسيد .


ج) آمادگيهاي تكنولوژي و ارتباطي :
علي رغم آنچه بعضيها مي پندارند كه رسيدن به مرحله تكامل اجتماعي و جهاني آكنده از صلح و عدالت ، حتماً بايدهمراه بانابودي تكنولوژي جديد امكان پذير شود ، وجود اين صنايع پيشرفته نه تنها مزاحم يك حكومت عادلانه جهاني نيست ؟ بلكه شايد بدون آن وصول به چنين هدفي محال باشد ، زيرا براي ايجاد كنترل يك نظام جهاني ، يك سلسله وسايل مافوق مدرن لازم است كه با آن بتوان جهان را درمدت كوتاهي در نورديد و به همه جا سركشي كرد . از همه جا آگاه شد ، و در صورت نياز امكانات لازم را از يك سوي جهان به سوي ديگر برد و پيامها ، اطلاعات و آگاهيهاي مورد نياز را در كمترين مدت به همه نقاط دنيا رساند . اگر زندگي صنعتي به وضع قديم برگردد و مثلاً براي فرستادن يك پيام از يكسوي جهان به سوي ديگر يكسال يا بيشتر وقت لازم باشد چگونه مي توان بر جهان حكومت كرد و عدالت را در همه جا گسترد ؟ ! اگر براي سركوب كردن يك فرد يا يك گروه كوچك متجاوز كه مسلماً حتي در چنين جهاني نيز امكان وجود دارد ، مدتها وقت براي مطلع شدن وفرستادن نيروي تأمين كننده عدالت لازم باشد، چگونه ميتوان حق ، عدالت و صلح را در سراسر دنيا تأمين كرد ؟ !

بدون شك چنين حكومتي براي برقرار ساختن نظام وعدالت در سطح جهان نياز به آن دارد كه در آن واحد از همه جا آگاه بوده و بر همه جا تسلط كامل داشته باشد تا مردم آماده اصلاح را تربيت ورهبري كند نياز به چنين تكنولوژي دارد .

آنها كه غير از اين فكر مي كنند ، گويا به مفهوم حكومت واحد جهاني نمي انديشند و آن را با حكومت در محدوده كوچك مقايسه ميكنند به هر حال ،تا اين نوع آمادگيها درجهان پيدا نشود ، امام عصر ظهورنمي كنند . زيرا بدون اين نوع آمادگيها امكان پياده كردن آن حكومت واحد جهاني كه نويد بخش عدالت و صلح و آزادي است ميسر نخواهد بود .



13-‌ اطاعت و پيروي از نايب امام زمان (عليه السلام):

يكي از مهمترين وظيفه شيعه در عصر غيبت گوش دادن به فرمان نماينده ونايب امام عصر است ، به اين معنا كه درتمام كارها و حوادث كه درصورت حضور امام ، با نظارت وولايت او انجام ميگرفت . در عصر غيبت بايد با نظارت فقيه جامع الشرايط انجام گيرد ، چنانكه خود امام زمان (عليه السلام) در پاسخ به نامه اسحق بن يعقوب فرمود : « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله 10؛ در حوادث واقعه به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، چرا كه آنان حجت و نماينده من ومن حجت خدا مي باشم ».

امام عسكري(عليه السلام) نيز درضمن توقيعي ، مردم را به فقها ارجاع داده و فرمود است : مقلد و تابع بي چون و چراي فقيه جامع الشرايط باشيد 11.

امام صادق (عليه السلام) هم فرمود : من فقها را حاكم بر شما قرار دادم و آنها منصوب ما هستند و شما موظفيد در زماني كه به ما دسترسي نداريد ، به آنها رجوع كرده ، و به گفته آنها عمل كنيد و ابداً حق رد قول آنها را نداريد ، چرا كه رد آنها رد ماست و رد ما رد خداست 12.

بنابراين ، يكي از وظايف مسلم شيعه طبق دستور ائمه هدي (عليه السلام) اطاعت از فقها در تمام شئون زندگي ، اعم از زندگي فقهي . عبادي ، اجتماعي و سياسي و ... است و اين چيزي است كه خود حضرت فرمانش را صادر فرموده است اينجاست كه صحت قول من به ولايت فقيه اثبات مي شود .



14-‌ ايجاد زمينه براي آمدن امام زمان (عليه السلام) :

منظور از ايجاد زمينه صرفاً آمادگي شخصي نيست كه هر فردي موظف باشد خود را در بعد عقيدتي . اخلاقي و عملي آماده سازد ، بلكه مقصود آن است كه افراد صالح و ذي نفوذ ، مانند مراجع تقليد ودانشمندان ، خطيبان و صاحبان قلم ، دست به يك اقدام اصلاحي در جامعه بزنند ومردم را باتبليغات از خطر دشمنان آگاه كرده و به آثار وجودي امام زمان و بيان زندگي سعادتمندانه وشرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها رامهيا و آماده سازند و به تعبير نظامي در آماده باش كامل نگه دارند ، چرا كه هر ساعت امام زمان (عليه السلام) ظهور كرد آنان آماده باشند يعني سردمداران بايد طوري عمل كنند كه جامعه از هر جهت (عقيدتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، نظامي و اقتصادي ) آماده ظهور حضرت وتشكيل حكومت واحد جهاني و اجراي فرامين ديني به طور كامل باشد . اين چيزي است كه در حديثي از پيامبر اكرم (صل الله عليه و اله) در مورد ملل شرق به آن اشاره شده است ، چنانكه فرمود : يخرج ناس من المشرق فيوطون للمهدي سلطانه ؛13 مردمي از مشرق زمين قيام مي كنند و زمينه ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) را فراهم مي سازند ».

البته منظور اين نيست كه قبل از ظهور حضرت ، مردم آنچنان صالح شوند كه ديگر گرد هيچ گناه و خلافي نگردند تا گفته شود كه ديگر چه نيازي به آمدن حضرت است . بلكه ممكن است مردمي از لحاظ ديني يك زندگي صالح نداشته باشند ولي از لحاظ فكري و جهات ديگر آمادگي براي پذيرش يك حكوكت صالح را داشته باشند . مثل اينكه مردم ايران درطول مدت 15 سال تبعيدي امام خميني آمادگي پذيرش حكومت اسلامي و فرامين او را پيدا كردند . و امام آمد درحالي كه قبلاً در بين اين مردم بود .



15-‌ رعايت ادب :

به اين معنا كه حضرت مهدي را به نام صدا نزند ، بلكه با القاب شريفه ، مانند حجت . قائم ، مهدي ، صاحب الزمان و امثال آن خطاب كند .



16-‌ اظهار علاقه :

يكي از وظايف نه تنها علاقه شديد ومحبت قوي نسبت به آن حضرت است ، بلكه اظهار علاقه وشوق ديدار لازم است .



17-‌ ذكر فضايل ومناقب :

يكي از وظايف اين است كه انسان درهر جا و به هر مناسبتي كه سخني از امام زمان به ميان آورده مي شود، از فضايل ،مناقب ، معجزات ؟ كرامات و آثار وجودي او بگويد .



18-‌اظهار حزن :

يك شيعه شيفته دائم از فراق مولايش در غم واندوه به سر مي برد ، به گونه اي كه وقتي با ملاقات كني او را به طوري بيابي كه چيزي را از دست داده و محزون است . وقتي از او سوال شود كه چرا ناراحتي . به گونه اي بفهماند كه چگونه ناراحت نباشد عبدي كه مولايش ازاو روي گردان است .



19-‌ شركت در جلسات آن حضرت :

انسان وقتي به كسي علاقه مند باشد دلش مي خواهد در همه جا و ازهمه كس سخن نغز و دلپذير از محبوبش بشنود و هر جا سخن ازمحبوبش باشد . شركت كرده و گوش فرا مي دهد ، لذا بر يك شيعه امام عصر لازم است هر جا جلسه اي تشكيل مي شود كه سخن از فضايل ومناقب آن حضرت گفته مي شود ، حضور يابد واز فضايل امامش بشنود .



20-‌ تشكيل جلسات :

نه تنها در جلساتي كه ديگران تشكيل مي دهند شركت كند ، بلكه خود نيز اقدام به تشكيل جلسات براي آن حضرت نمايد و خطبا وگويندگان را براي بحث در مورد آن حضرت و ذكر فضايل ومناقب ا واز مردم براي شركت در جلسات دعوت كند .



21-‌ انتظار فرج آن حضرت :

از جمله وظايف شيعه انتظار ظهور و فرج آن حضرت است . در اين مورد . روايات بسياري وارد شده است ، گرچه مسأله انتظار، همانند ساير واژه هاي اسلامي از قبيل : زهد ، توكل و صبر و ... مورد سوء استفاده قرار گرفته و به معناي واقعي و مثبت خود بكار گرفته نشده ، غالباً انتظار به معناي منفي آن رواج دارد . ما انشاء الله در يكي از درسهاي آينده در مورد آن به تفصيل بحث خواهيم كرد .



22-‌ ترك توقيت :

نبايد براي آمدن امام وقت مشخص كرد و اگر كسي راديديم كه براي ظهور امام وقت مشخص كرد تكذيبش كنيم . چراكه از اين كار در روايات اهل بيت (عليه السلام) به شدت نهي شده و مكرر فرموده اند : «كذب الوقاتون 14» .



23-‌‌رعايت حقوق امام زمان (عليه السلام):

از جمله وظايف آن است كه حقوق حقه امام زمان (عليه السلام) را ناديده نگيرد ، به عنوان مثال خمس , از جمله حقوق مالي آن حضرت است كه بر عهده صاحبان ثروت و مكنت قرار دارد ، حقي كه از جمله فروع دين است وبر هر فرد لازم است براي خود حساب سال مالي داشته باشد و در پايان هر سال به حساب مالش برسد و اگر مازاد بر مونه زندگي خود داشت بايد خمس آن را به دست نواب عام آن حضرت و يا به اجازه آنها به مصرف برساند ، ولي متأسفانه اكثريت جامعه شيعه اهل حساب سال مالي نيستند و اهل سنت به تبعيت از خلفاي مورد قبول خود اساساً به خمس معتقد نيستند .

البته حقوق امام بر رعيت منحصر به حقوق مالي نيست ، حقوق مالي يكي از حقوق هاست . چنانكه حضرت علي (عليه السلام) فرمود : « يا ايها الناس ان لي عليكم حقاً و لكم علي حق ... و اما حقي عليكم فالوفاء بالبيعه و النصيحه في المشهد و المغيب ، والاجابه حين ادعوكم و الطاعه حين آمركم »15 ؛ اما حق من بر شما اين است كه در بيعت خويش با من وفادار باشيد ودر آشكار ونهان خيرخواه من باشيد و هر وقت شما را بخوانم اجابت كنيد و هرگاه فرمان دادم اطاعت نماييد . »

چنانكه ملاحظه مي كنيد امام (عليه السلام) در اين چند جمله به چهار حق اساسي اشاره فرموده است . همين كه معتقد به امامت امام عصر شديم بايد براي هميشه بر اين عقيده باقي بمانيم ، بادهاي تند مخالف ما را نلرزاند و دعوتهاي باطل ما را از مسير امامت منحرف نكند وتنها در جلسات و از ديدگاه مردم طرفدار امام زمان نباشيم ، بلكه در پنهاني نيز به آن حضرت عشق بورزيم و براي سلامت و تعجيل فرجش دعاكنيم ، نسبت به دوستانش دوست و در مقابل دشمنانش بايستيم ، چنان آماده ومهيا شويم كه هر ساعت آن امام همام صداي «انا بقيته الله » سر داد و ما فهميديم كه امام نياز به يار وياور دارد ، فوراً اجابت كنيم . در عصر غيبت نسبت به دستوراتش لبيك گويان بوده وتمامي فرمانش را اطاعت كنيم و سرانجام . حق امام بر رعيت تسليم بي چون و چرا در برابر او و مطيع محض بودن است . « اللهم و فقنا لما تحب وترضي » .



24-‌ احترام به منتسبين به امام زمان (عليه السلام) :

از جمله وظايف اين است كه كساني راكه منتسب به امام عصر (عليه السلام) هستند محترم شمرده و نسبت به آنها بخاطر امام زمان احترام خاصي قائل باشيم ، حال آن شخص نسبت جسماني به امام زمان داشته باشد ، مانند . سادات و يا نسبت روحاني ، مانند علما ، فقها كه نماينده اوهستند و طلاب علوم ديني كه سربازان آن حضرتند ومؤمنان كه دربين مردم معروف به امام زماني بوه و واقعاً علاقه مند به آن حضرت اند . چرا كه احترام به آنان بخاطر آن حضرت ، احترام به امام زمان است .



25-‌ توجه و تعظيم اماكن منتسب به امام زمان (عليه السلام) :

برخي اماكن كه از جهتي نسبت به امام زمان (عليه السلام) دارند : مانند مسجد سهله و مسجد اعظم در كوفه ، مسجد جمكران در قم و سرداب مقدسه در سامراء به دليل انتساب به آن حضرت در بين شيعه در طول تاريخ از قداست خاصي برخوردار بوده و شيفتگان آن حضرت چه بسا در اين اماكن مقدس به محضر امامشان شرفياب مي شدند ، مبتلايان رهايي يافته ، بيماران شفا گرفته ومحتاجان به حوايجشان مي رسيدند . لذا لازم است شيعيان نسبت به اين اماكن مقدسه توجه خاصي داشته باشند ، به آن مكانها بروند و آداب و دستوراتي كه در آن اماكن وارد شده . بجا آورنده كه شايد عزيز فاطمه (س) روزي پرده از چهره بردارد و ديدگان رمد ديده عاشقي را با ديدار جمالش نوراني فرمايد .



26-‌ رعايت حقوق برادران ديني :

كسي كه مي خواهد از شيعيان و ياران حضرت مهدي باشد بايد نسبت به حقوق برادران ديني خود همت بگمارد و بي مبالات نباشد ، چرا كه رعايت ديگران از اهم وظايف است . در اينكه حقوق برادران ديني نسبت به يكديگر چيست ؟ و به چه تعداد است ؟ خود نياز به بررسي جداگانه دارد . ما در اينجا صرفاً به نقل يك روايت از امام صادق (عليه السلام) اكتفا مي كنيم . منظور ما تنها اين است كه يك شيعه منتظر نمي تواند به گونه اي زندگي كند كه حقوق ديگران بر عهده اش باشد ، زيرا چنين كسي نمي تواند به عنوان يار و ياور آن حضرت شناخته شود .

« معلي بن خنيس » مي گويد : به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ فرمود ، هفت حق واجب است كه اگر يكي از آنها راتباه كند از ولايت و اطلاعت خداوند خارج شده و خداوند از او بهره (طاعت و بندگي ) ندارد .

عرض كردم آنها چيست ؟ فرمود ، من بر تو نگرانم ، مي ترسم آنها راتباه سازي و بداني و عمل نكني . عرض كردم «لا قوه الا بالله » فرمود : آسانترين آنها اين است كه :

«1-‌ هر آنچه براي خود دوست داشته و مي پسندي براي برادر مسلمانت بپسندي وبراي او نپسندي آنچه برا ي خود نمي پسندي .
2-‌ از ناراضي وخشمگين كردن برادر مسلمانت پرهيز كني و آنچه مورد رضايتش مي باشد انجام دهي و اوامرش را اطاعت نمايي .
3-‌ با جان و مال و دست و پايت او را ياري كني .
4-‌ چشم و راهنما و آئينه او باشي .
5-‌‌ تو سير نباشي و او گرسنه ، تو سيراب نباشي و او تشنه و تو پوشيده نباشي و او برهنه .
6-‌ اگر داراي خدمتكار باشي و برادر مسلمنانت خدمتكار نداشته باشد ، بر توواجب است كه خدمتكارت را بفرستي تا لباسهاي او را بشويد و غذايش را آماده كند و فرشش را بگستراند .
7-‌ او را از مسئوليتهاي سوگندهايش رها ساز ي ودعوتش را اجابت كني ، در بيماري او را عيادت نمايي ، بر جنازه اش براي تشييع ،حاضر شوي ، اگر دانستي او حاجتي دارد در اداي حاجت اوشتاب كني ، تأخير در رواي حاجتش نكني كه او اظهار آن كند . بكله زودتر براي رفع نيازش بپردازي .

سپس امام صادق فرمود : وقتي كه چنين كردي دوستي خود را به دوستي او و دوستي او را به دوستي خود پيوند داده اي . »16

اين است كه گفته ايم يكي از وظايف مؤمن و شيفته امام عصر (عليه السلام) رعايت حقوق برادران ايماني است .



27-‌ ترك تسميه :

از جلمه وظايف دوستان اين است كه امام را با نام نخوانند . بلكه با القاب شريفه نام ببرند . در اين مورد . رواياتي وارد شده كه بردن نام حضرت را ممنوع دانسته است . معمولاً در توجيه اين دستور مي گويند : براي حفظ جان و سلامت امام چنين دستوري داده شده است . اگر فلسفه اين دستور اين باشد . معلوم است كه امروزه اين تقيه و ترس معنا ندارد . چراكه كسي به امام دست رسي ندارد و اين حكم مخصوص زمان امام عسكري و حداكثر دوران غيبت صغراست كه در آن زمانها حكام بني عباس در صدد دستگيري امام بودند، تا حدي كه دوستان امام را نيز تحت فشار قرار مي دادند كه چون از جايگاه امام باخبريد بايد ما را آگاه نماييد . اما امروزه كه احدي از مكان او خبر ندارد ، اگر به القاب نيز خوانده شود باز مقصود معلوم است . ظاهراً‌ اين دستور جاري نباشد، و ما طبق روال معمول كه همه كس ترك تسميه را از وظايف دانسته اند نوشته ايم .




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:51 بعد از ظهر
تكليف عاشقان

تكليف عاشقان




از جمله تكاليف مردمان در غيبت امام زمان، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، دعا كردن است كه خداى تعالى تو را از جمله دوستان و شيعيان و ملتزمان ركاب آن حضرت، ارواحنافداه، در زمان رجعت و ظهور قرار بدهد، چنان كه در دعاى عهد بعد از نماز صبح بر آن تاكيد گرديده است.

و بايد در اين دعا صادق باشى نه كاذب، و به مجرد زبان و عبارت‏پردازى نباشد و همانند كسانى نباشى كه سيد بن طاووس، رحمة‏الله‏عليه، درباره آنان مى‏گويد: «من به برخى از مدعيان عشق و محبت والاى امام عصر، عليه‏السلام، گفتم: اگر روزى هزار اشرفى مستمرى داشته باشى و بگويند امام زمانت قرار است ظاهر شود و اين پول از تو خواهد شد; در اين صورت تو خواستار چه خواهى بود؟ امام زمانت ظاهر شود يا مستمرى‏ات ادامه يابد؟»اگر احساس مى‏كنى آن اخلاص و اعتقاد و محبت لازم را ندارى كه از عاشقان راستين مولايت‏باشى و ظهور امام خويش را در هر حال واقعا از خداوند متعال با تمام وجود درخواست كنى، حتى اگر به زيانت نيز تمام شود، باز هم نبايد مايوس شوى و ترك اين آداب و اعمال نمايى و از دعاى ظهور و فرج مولايت غفلت ورزى.

بلكه بايد همواره از خداى تعالى مسئلت كنى كه تو را در زمره آنان قرار دهد كه در برابر مولاى خويش صاحب رضا و تسليم‏اند.

آرى حتى اگر فقط به زبان نيز بتوانى در مقام دعا و ثنا و اظهار بندگى و چاكرى برآيى - كه در دل دوست‏به صد حيله رهى بايد كرد - شايد نورانيت اين كلمات و توسلات برايت رهى بگشايد و روزنه‏اى به سوى دوست‏باز نمايد و تو را كم كم به كويش كشاند. ان‏شاءالله

با استفاده از كتاب: پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، على‏اكبر صدرالاسلام همدانى.

تكليف عاشقان



از ديگر مواردى كه به عنوان تكليف (عاطفى و اخلاقى) منتظران و دوستداران امام عصر، عليه‏السلام، در زمان غيبت،برآن تاكيد گرديده است صدقه دادن براى حفظ و سلامتى آن وجود مقدس و مبارك است.

انگيزه انسان در صدقه دادن براى خود و عزيزانش، بى ترديد از محبت و دوستى او نسبت‏به آنان سرچشمه مى‏گيردو هرچه اين دوستى بيشتر باشد، اعمال عاطفى او نسبت‏به آن عزيز از جمله صدقه دادن نيز، فزونتر خواهد بود.

اكنون تو خود بينديش در اين زمان چه كس براى ما عزيزتر است؟ جز مولا و سرورمان، امام عصر، حضرت صاحب‏زمان؟

از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايت‏شده كه فرمود:

«ايمان نياورده احدى از شما تا آن گاه كه من و اهل بيتم نزد او از جان و فرزند وى و تمامى مردم محبوتر باشم‏».

و چگونه چنين نباشد و حال آن كه همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى مانند اصل وجود من و تو، زندگى، دين، عقل، صحت‏و عافيت و ديگر نعمتها همه از پرتو وجود مقدس امام زمان و عنايت اوست. وجود عزيزان و نزديكان من و تو نيز كه براى‏سلامتى آنان صدقه مى‏دهيم، آن هم به بركت وجود مقدس آن يگانه عزيز دوران است.

پس هم ايمان آدمى اقتضا مى‏كند و هم محبت او كه به ياد مولا و امام زمانش صدقه دهد; حتى بر آنان هم كه براى خودو عزيزانشان صدقه مى‏دهند سزاوار است كه ابتدا براى آن حضرت صدقه دهند; زيرا وجود و سلامتى آنان نيز از عنايت‏آن عزيز و به طفيل وجود و سلامتى حضرتش تامين مى‏گردد.

و اما حال آنان كه همواره آتش محبت و عشق نسبت‏به مولايشان در دل شعله ور دارند و جز آن وجود مقدس كسى‏را لايق هستى و سزاوار عافيت و تندرستى نمى‏دانند، به خوبى روشن است. انگيزه آنان نه ثواب صدقه است، و نه حتى‏حفظ عزيزان خويش در پرتو سلامتى مولايشان; بل فقط و فقط براى او صدقه مى‏دهند و بس; و تو ترديد مكن كه عنايت وگوشه چشمى از آن سرور كائنات، هماره به سوى اينان و عزيزانشان سرازير است.




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:36 بعد از ظهر
مهدی

بنام او که خالق یاس ونرگس است

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:3 بعد از ظهر




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:20 بعد از ظهر




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:20 بعد از ظهر

سلام گل نرگس

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد

سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست

و بهترين منتظر، منتظر توست

مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند

ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.

خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم



ز. نريمانى، اسلام آباد غرب، دبيرستان شاهد.




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:12 بعد از ظهر

مسجد مقدس جمکران


|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 5:7 بعد از ظهر

هفت اعجاز

هفت اعجاز با هفت پیشنهاد

 

امام صادق سلام الله علیه فرمودند: هفت نفر(اصفهانی. ماوراء النهری. فارسی. آذربایجانی. عمانی.ترکی و عربی)از مهدی (عج) پیشنهاد معجزه خواهند کرد بدین صورت:

 

1- ماوراءالنهری از مهدی معجزه الیاس را خواهد خواست و امام با قرائت و من یتوکل علی الله فهو حسبه از روی آب دجله می رود که نعلش تر نشود. آن  مرد گوید عجب ساحر است امام به آب امر میکند که او را  بگیرد و او هفت روز در آب زنده می ماند. و پی در پی داد میزند این جزای منکر امام زمان.

 

2- اصفهانی معجزه ابراهیم خلیل را میخواهد امام آتش تهیه می کند و با قرائت فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی. از آتش می گذرد آن مرد گوید: ساحر است. امام به آتش امر میکند که اورا بگیرد و او داد می زند که این است جزای آنکه منکر امام زمان خود باشد.

 

3- اهل فارسی خواهان عصای موسی می شود. امام با قرائت  الیق عصاک فاذا هی ثعبان مبین.  عصا را   می اندازد و عصا اژدها میشود. آن شخص گوید این ساحر است. امام امر کند که اژدها بر گردن او می پیچد و او فریاد می زند این کیفر کسی است که معجزه را سحر گوید.

 

4- عمانی معجزه داود را خواهد خواست.امام آهنی را نرم می کند و عمانی می گوید این سحر است.امام آهن را به صورت طوق بر گردنش می پیچاند و او تا زنده است می گوید این جزای کسی است که صادق را تکذیب را کند.

 

5- کسی از آذربایجان استخوانی را دست گیرد و معجزه عیسی را می خواهد.امام استخوان را به صدا می آورد که میگوید هزاز سال که مزده ام و در عذابم. آن مرد گوید که میگوید مهدی ساحر است. امام امر میکند از دار بیاویزید و هفت روز در بالای دار فریاد زند که این است جزای کسی که امامش را انکار کند.

 

6- ترکی گوید: چطور چاقو بر گردن اسماعیل اثر نکرد. نبریدن چاقو اگر ثابت شود امامت تو را می پذیرم. امام چاقویی به دست او میدهد که پسرت را ذبح کن. او چاقو را هفتاد مرتبه در گلوی پسرش می مالد ولی اثر نمی کند. آن ملعون با غضب چاقو را بر زمین می زند و چاقو می جهد و بگردنش اصابت میکند و می برد و به جهنم واصلش می کند.

 

7- مردی از عرب معجزه جدش مصطفی (ص) را می طلبد. امام شیری را احضار می کند و از شیر می خواهد که بر امامت مهدی شهادت دهد. شیر سر بر زمین نهاده رو به خاک می مالد و به زبان فصیح اقرار به امامت مهدی مهدی می کند ولی عرب اقرار نمی کند. شیر او را در لشگرگاه دنبال می کند و مرد عربی می دود و داد می زند هر کس امامت صاحب الامر را منکر شود سزایش این است




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:36 بعد از ظهر
روایات

با سلام
دوست محترم
از آیات و روایات و کتب مقدس آسمانی استفاده می شود که جهان روزی را در پیش دارد که در آن روز، تمام کشورهای کوچک و بزرگ، به یک کشور تبدیل می شوند و مرزهای جغرافیای برداشته می شود و حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت و آزادی تشکیل می گردد و بر تمام جهان یک دین و آیین، یک قانون و یک رهبر حکومت می کند.
بنابر آنچه از آیات بر می آید این است که اسلام بر تمام ادیان غالب خواهد شد و در زمین مستقر پا برجا خواهد شد مانند آیات 33 سوره توبه و 55 سوره نور و 3 سوره مائده و...
چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: در آن روز آیین مقدس اسلام سراسر روی زمین را فرا می گیرد و حکومت از دست کفار گرفته می شود و حکومتی جز حکومت اسلام نخواهد بود.(الاحم و الفتن، باب178، ص173) و امام سجاد علیه السلام فرمود: بدون تردید خداوند به هنگام قیام قائم علیه السلام، اسلام را بر همه ادیان پیروز می گرداند.(منتخب الاثر، ص10) و...
از مجموع روایات استفاده می شود که سرانجام دین اسلام همه زمین را فراخواهد گرفت و بر همه ادیان جهان پیروز خواهد گردید و این در هنگامی است که حضرت مهدی علیه السلام ظهور کرده و حکومت واحد جهانی را تشکیل می دهد.
اسلام آمده است تا همه امت ها را متحد ساخته و به یک ملت تبدیل نماید و اساس همه تضادها و اختلافات را که از کفر و شرک مایه می گیرد از میان بردارد، تا جایی که همه در برابر خدای متعال خاضع شوند و تنها یگانه را بپرستند و در سایه یک حکومت و یک دین و یک رهبر و یک قانون اساسی زندگی کنند.(ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دیدگاه اسلام مذاهب و ملل جهان، ص367)
از روایات فهمیده می شود که ستیز و رویارویی حضرت با اهل کتاب، همیشه یکسان نبوده و در مواردی با دریافت جزیه به آنان اجازه می دهد به دین خودشان باقی بمانند و با گروهی دیگر به بحث و مناظره پرداخته و آنان را به این روش به اسلام دعوت می کند و با کسانی که حق را پنهان سازند، می جنگد.(چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، نجم الدین طبسی، ص143)
امام باقر(ع) می فرماید: چون قائم ما قیام کند،در میان اهل تورات به توراتشان و بین اهل انجیل به انجیلشان و بین اهل زبور به زبورشان، و در میان اهل قرآن با قرآن، حکم خواهد کرد. (غیبة نعمانی، ص 124)
و کسانی که از اهل کتاب معاند نبوده و در صدد ستیز و جنگ و مقابله با حضرت و حکومت او بر نیایند می توانند در زمره اسلام و مسلمین بوده و با اعطای جزیه به زندگی خود ادامه دهند.
حضرت حجت علیه السلام پس از ظهور مردم را به راه صحیح و روش استوار و دین حق و عدالت دعوت می کند قرآن واقعی را به مردم عرضه می کند و به فرامین قرآن عمل می کند همه را به این حق یعنی اسلام، و دوری از گناه و ظلم دعوت می کند و سیره و روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را روش خود قرار می دهد و تکالیف الهی و شریعت اسلام عمل می کند. پس هر کسی این حق را بپذیرد و با او بیعت کند و تکالیف اسلام را عمل کند زیر لوای اوست و مورد محبت حضرت است و اِلا مورد غضب حضرت و از دشمنان او خواهد بود. و امام زمان علیه السلام به هیچ ستمکاری هیچ ارفاقی نمی کند چرا که راه حق و حقیقت را بیان نموده و فرد ستمکار است که دستور حضرت که فرمان و امر خداوند متعال است را زیر پا گذاشت.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه "هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون" می فرمایند: به خدا سوگند هنوز تاویل آن نازل نشده، وقتی قائم ان شاء الله بپاخیزد، پس چون خروج کند هیچ کافر یا مشرکی باقی نماند مگر اینکه از خروج حضرت ناراحت باشد حتی اینکه اگر کافر یا مشرکی در دل سنگ باشد آن سنگ خواهد گفت: ای مومن در دل من کافر یا مشرکی هست او را بکش، پس خداوند او را کنار می زند و یاران حضرت او را می کشند.(مکیال المکارم، ص174)
معاویة ابن الدهنی می گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آیه"یعرف المجرمون بسیماهم فیؤخذ بالنواصی و الاقدام" سوال کردم. حضرت فرمودند: ای معاویه در این باره چه می گویند؟ گفتم: فکر می کنم که خداوند متعال در قیامت مجرمین را به چهره هایشان می شناساند پس او می شود، از پیشانی و پاهاشان آنان را می گیرند و به آتش می افکنند؛ حضرت فرمودند: چگونه خداوند جبار نیاز دارد به شناختن خلایقی که آنها را آفریده؟ گفتم فدایت شود پس معنای آن چیست؟ فرمودند هر گاه قائم ما بپاخیزد خداوند شناخت چهره ها را به آن حضرت عطا فرماید. پس امر می کند کافران را با پیشانیهایشان و قدمهایشان بگیرند و از دم شمشیر بگذرانند.
عّیاشی به سند خود از ابن بکیر روایت می کند که گفت: از حضرت ابوالحسن علیه السلام تفسر آیه:"ولد أشکم من فی السّموات و الارض طوعا و کرها" را پرسیدم، فرمودند: درباره قائم علیه السلام نازل شده، هنگامی که علیه یهود و نصاری و صائبین و زنادقه و مرتدها و کنار در شرق و غرب زمین قیام می کند و اسلام را به آنها پیشنهاد می کند هر کس با رضایت قلبی مسلمان شود، او را دستور می دهد که نماز بخواند و زکات بدهد و آنچه بر هر مسلمانان و واجب است را انجام دهد، و هر کس مسلمان نشد، گردنش را می زند تا اینکه در شرق و مغرب زمین یک نفر غیر موحد باقی نماند.(نورالثقلین، ج1، ص362؛ اثبات الهداة، ج3، ص549)
آنچه که از روایات فهمیده می شود آن است که امام عصر علیه السلام برای اتمام حجت و رفع عذر با پیروان همه ادیان با کتابهای آسمانی خودشان بحث و مناظره می کند و نویدهای موجود در هر کتاب را که از آمدن مصلح جهانی خبر داده به آنان یادآواری می کند؛ سپس بعد از عرضه اسلام و دعوت به حق و حقیقت و هدایت مردم و بعد از آنکه حجت بر ایشان تمام شد، پس هر کس ایمان بیاورد از او می گذرد و هر کس پس از شناخت حق و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار بورزد با شمشیر ایشان روبرو می شود، و کفار و دشمنانشان را به هلاکت می رسانند تا آنکه زمین از لوث وجودشان پاک شود و همه جا را پاکی وحدانیت فرا گیرد.



|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:23 بعد از ظهر

حضرت مهدی (عج) در ادیان

عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از نظر اقوام و اديان

انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.

از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايلند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و نا امنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى  نايل آيند.

به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضد انساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد _ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند.

در اين زمينه، يكى از نويسندگان معروف چنين مى نويسد:

«موضوع ظهور و علايم ظهور، موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين آرزو را تشكيل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريّت، و طالب تكامل معنوى وقتى كه از همه نا اميد مى شود، و مى بيند كه با وجود اين همه ترقّيات فكرى و علمى شگفت انگيز، باز متأسّفانه، بشريّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى كشاند و از خداوند بزرگ بيشتر دورى مى جويد، و از اوامر او بيشتر سرپيچى مى كند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد يارى مى جويد.

از اين رو در همه قرون و اعصار، آرزوى يك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و يهودى و مسيحى و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب هاى قديم چينيان و در عقايد هنديان، و در بين اهالى اسكانديناوى و حتّى در ميان مصريان قديم و بوميان و حتّى مكزيك و نظاير آنها نيز مى توان يافت».([1] [1] )

آرى! عقيده به ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى در پايان جهان، يكى از مسايل بسيار مهمّ و حسّاسى است كه نه تنها در آيين مبين اسلام، بلكه در همه اديان آسمانى، و نه تنها در ميان پيروان اديان و مذاهب بلكه در نزد بسيارى از مكاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد، و تمامى پيروان اديان بزرگ عالم از مسيحيان، كليميان و زرتشتيان گرفته تا پيروان مكتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقيده دارند.

ناگفته نماند كه پيروان اديان و مذاهب گوناگون، و ديگر ملل و اقوام گذشته و مكاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف نظر دارند، مسلمانان او را «مهدى موعود منتظر(عليه السلام)»، و پيروان ساير اديان ومكتبها و ملّتها و توده هاى محروم، وى را «مصلح جهانى» يا «مصلح غيبى»، يا «رهاننده بزرگ» يا «نجات بخش آسمانى» و يا «منجى اعظم» مى نامند; ولى در باره اوصاف كلّى، برنامه هاى اصلاحى، تشكيل حكومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى، و ظهور او در آخرالزمان اتّفاق نظر دارند.

جالب توجّه اين كه حتّى در اين اواخر نيز، اين عقيده در بين گروهى از دانشمندان و فلاسفه بزرگ جهان به عنوان: «لزوم تشكيل حكومت واحدجهانى» درسطح وسيعى مطرح گرديده است:

«در عصر اخير دوشادوش پيشرفت همه جانبه اى كه در تمام مسايل علمى نصيب بشريّت شده، اين ايده و عقيده نيز از مرز اديان و مذاهب قدم فراتر نهاده و به عنوان يكى از مهمترين مسايل حياتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است».([2] [2] )

آرى ! امروز بسيارى از انديشمندان و فلاسفه مشهور جهان نيز عقيده دارند كه با پيشرفت سريع صنعت و تكنولوژى، زندگى ماشينى، رقابت هاى نا سالم نظامى، بازيهاى خطرناك سياسى، و احساس يأس و نا اميدى در بين جوامع بشرى براى رهايى از اوضاع نا بسامان كنونى، تشكيل حكومت واحد جهانى بر اساس عدالت و آزادى لازم و ضرورى است.

بنابراين، برغم افكار بيمارگونه كوته نظران كج انديش كه مى پندارند مسأله مهدويّت و انتظار ظهور يك رهبر بزرگ آسمانى در پايان جهان، از مختصّات مسلمانان و يا از عقايد خاص شيعيان است و مى كوشند تا با تلاش مذبوحانه خود آن را در يك مكتب خاصّ محصور كنند، اين مسأله اختصاص به مسلمانان و شيعيان ندارد; بلكه يك اعتقاد عمومى مشترك است كه همه اُمّتها و ملّتها و پيروان اديان ـ و حتّى مكاتب مختلف، فلاسفه، دانشمندان و انديشمندان واقع بين جهان نيز ـ در اين عقيده و مرام باهم شريك اند.

 اصالت اعتقاد به ظهور مُنجى

عقيده به ظهور يك نجات دهنده بزرگ آسمانى و اميد به يك آينده روشن كه در آن، نگرانيها و هراسها مرتفع گردد، و به بركت ظهور يك شخصيّت ممتاز الهى همه تاريكيها از پهنه گيتى برچيده شود، و ريشه ظلم و جهل و تباهى از روى كره زمين بركنده شود، يك اعتقاد عمومى ثابت است كه همواره در همه وقت، در همه جا، و در همه زمانها بين تمام ملّتها شايع و رايج بوده است.

بر اساس تحقيقات پژوهشگران مسايل اسلامى، اين عقيده در طول دوران زندگى انسانها پيوسته در ميان همه ملّتها و پيروان اديان بزرگ موجود بوده، و حتّى اقوام مختلف جهان چون: اسلاوها، ژرمنها، اسنها و سلتها، نيز معتقدند كه سرانجام بايد پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، بى عدالتى ها را از بين برده، حكومت واحد جهانى تشكيل داده، و در بين مردم بر اساس عدالت و انصاف داورى كند.

آنچه از تاريخ اُمّتها استفاده مى شود اين است كه: مسأله عقيده به ظهور يك رهبر مقتدر الهى و آمدن مصلحى در آخر الزمان به نام مُنجى موعود جهانى به قدرى اصيل و ريشه دار است كه در اعماق دل ملّتها و پيروان همه اديان الهى، و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا جايى كه در طول تاريخ بشريّت، انسانها در فراز و نشيب هاى زندگى، با يادآورى ظهور چنين رهبر مقتدرى، پيوسته خود را از يأس و نا اميدى نجات داده، و در انتظار ظهور آن مصلح موعود جهانى در پايان جهان، لحظه شمارى مى كنند.

براى اثبات اين مطلب، كافى است بدانيم كه عقيده به ظهور يك «نجات دهنده» حتّى از نظر يهود و نصارى نيز قطعى است. و حتّى اين كه در ميان همه طوايف يهود و همه شاخه هاى مسيحيّت وجود اين عقيده قطعى و مسلّم است.

اينك براى توضيح بيشتر به مطالبى كه در اين زمينه مى آوريم، توجه فرماييد.

 انتظار ظهور «منجى» در بين يهود و نصارى

نويسنده آمريكايى كتاب «قاموس مقدّس»، درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش يك «منجى بزرگ جهانى» در ميان قوم «يهود» چنين مى نويسد:

«عبرانيان منتظر قدوم مبارك «مسيح» نسلاً بعد نسل بودند، و وعده آن وجود مبارك . . . مكرّراً در «زبور» و كتب انبيا، على الخصوص، در كتاب «اشعيا» داده شده است. تا وقتى كه «يحياى تعميد دهنده» آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن «يهود» آن نبوآت (پيشگوييها) را نفهميده با خود همى انديشيدند كه «مسيح» (سلطان زمان) خواهد شد، و ايشان را از دست جور پيشگان و ظالمان رهايى خواهد داد، و به اعلا درجه مجد و جلال ترقّى خواهد كرد».([3] [3] )

نويسنده كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در كتاب خود ازيهوديان، زبان به شكايت مى گشايد كه دعوت عيساى مسيح را بعد از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژده اش را كتاب مقدّسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند، حتّى وى را جنايتكار به ملّت اسرائيل، و تعاليمش را، ضدّ آرمان اساسى كتب مقدّس «عهد عتيق» (تورات و ملحقات آن) دانستند، ناچار به محاكمه اش فراخواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنان با احساس غبنى جانكاه مجدداً در انتظار «مسيح موعود» و رهايى بخش از رنج و ستم، نشستند.

مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى(عليه السلام) را «مسيح موعود» يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از «زمان حال» بركنده شد; حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار «مسيح» و بازگشت وى از آسمان، در پايان جهان نشستند.

طبق نوشته «مستر هاكس» آمريكايى، در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» كلمه «پسر انسان» 80 بار در «انجيل» و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيسى(عليه السلام) قابل تطبيق است، و 50 مورد ديگر از «مصلح» و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان ظهور خواهد كرد([4] [4] ).!

 مسيح هاى دروغين

اعتقاد به ظهور يك «منجى بزرگ جهانى» و اشتياق، به ظهور يك رهبر آسمانى در ميان يهود و نصارى، آن چنان اصيل و ريشه دار است كه در طول تاريخ اين دو ملّت، مدّعيان شگفتى را پديد آورده، و افراد زيادى پيدا شده اند كه خود را به دروغ «مسيح موعود» معرّفى كرده اند. به طورى كه صاحب كتاب «قاموس كتاب مقدّس» در باره شماره مدّعيان دروغين «مسيح موعود» مى نويسد:

«24 نفر مسيحيان (مسيح هاى) دروغگو در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشتند كه مشهورترين و معروفترين آنها «بركوكبه» است كه در اوايل قرن ثانى مى زيست. و آن دجّال معروف ادّعا مى نمود كه رأس و رئيس و پادشاه قوم يهود است.

و در مائه دوازدهم تخميناً ده نفر از مسيحيان، ـ يعنى: مسيح هاى دروغگو ـ ظاهر گرديده، جمعى را به خود گروانيده، و اين مطلب اسباب فتنه و جنگ شده، و جمعى كثير نيز در آن معركه، طعمه شمشير گرديدند. و آخرين مسيحيان ـ مسيح هاى دروغگو ـ «مردخاى» است. او شخصى بود آلمانى كه در سال 1682 ميلادى ظهور كرده، اسباب اشتداد فتنه، و اشتعال نائره فساد گشت، و چون آتش فتنه بالا گرفت، فرارى گرديده معدوم الاثر شد.

نويسنده كتاب «ديباچه اى بر رهبرى» بعد از نقل اين جريان از كتاب «قاموس كتاب مقدس» مى نويسد:

«متأسّفانه اطّلاع مؤلّف آمريكايى ـ كتاب «قاموس كتاب مقدّس» به زبان فارسى، كه سالها نيز ساكن «همدان» بوده است ـ درباره شماره مدّعيان «مسيحائى» و همچنين درباره آخرين كسى كه به عنوان «مسيح موعود» قيام كرده است، نارساست.

شماره اين مدّعيان، به مراتب بيشتر از آن است كه وى يادآور شده است، همچنين قيام «مردخاى» آلمانى در قرن هفدهم، واپسين قيامى نيست كه تاريخ مسيحيّت آن را به ياد مى آورد. تنها طى دو قرن هيجده و نوزده در انگلستان، بالغ بر شش تن، به نام «مسيح موعود» ظهور كرده اند، و اغتشاشهايى را هم دامن زده اند، و پاره اى از آنان نيز به كيفر رسيده اند».([5] [5] )

«البته به موازات دين مسيح، در دين يهود نيز، مسيح هاى دروغين متعدّد ظهور كرده اند. از جمله، يكى از مسيح هاى يهودى، «داود آل روى» از يهوديان ايران است. او در اواسط قرن دوازدهم در ميان يهوديان ايران، مدّعى شد كه او «مسيح موعود» است».([6] [6] )

 عقايد اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود

مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.

تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.

سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.

اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:

1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.

2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.

3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.

4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.

5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.

6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.

7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.

8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.

9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.

10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود.

11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.

12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.

13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.

14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.

15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.

16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.

17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.

18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.

19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.

20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.

21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.([7] [7] )

آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:

اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.

البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.

بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ  از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.

  اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان

اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.

1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);

2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;

3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;

4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;

5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;

6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;

7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;

8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;

9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;

10 ـ «شماخيل» در ارماطس;

11 ـ «خوراند» در جاويدان;

12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;

13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;

14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;

15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;

16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;

17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;

18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;

19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;

20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;

21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;

22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;

23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;

24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;

25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;

26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;

27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);

28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;

29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;

30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.([8] [8] )

علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.([9] [9] )

اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.

        اديان و نويد ظهور موعود

  چنان كه در بحثهاى گذشته آمد، مسأله ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان و پايان دادن به ظلم و ستمها از مسايل اساسى اديان و اسلام است، و تمامى اديان و مذاهب گوناگونى كه در روى كره زمين حكومت مى كنند، وقوع حتمى و قطعى آن را خبر داده اند.

بر اساس تعاليم انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، عليرغم عوامل بدبينى بيشمارى كه نسبت به آينده بشر در جهان ديده مى شود، اوضاع كنونى جهان قابل دوام نيست، و دير يا زود گردونه زمان به نفع محرومان خواهد چرخيد، و چهره جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعى و كشمكشهاى كنونى جاى خود را به آرامش و امنيّت خواهد داد. مطابق وعده هاى انبيا و نويدهاى كتب آسمانى، چشم انداز آينده جهان و سرنوشت بشر روشن است.

نگاهى كوتاه به كتابهاى مذهبى اهل اديان اين امر را به خوبى نشان مى دهد كه وقتى جهان دچار فتنه و آشوب گردد و آتش ظلم و بيدادگرى همه جهان را فراگيرد، و جنگهاى خانمان سوز و ويرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از اداره اُمور كشورها عاجز و ناتوان گردند و براى خاموش كردن آتش فتنه ها و جنگها راه چاره اى نيابند، در چنين موقعيّت حساس و بحرانى يك مصلح بزرگ جهانى، با اتّكا به قدرت لايزال الهى قيام خواهد كرد، و به يك اصلاح عمومى در تمام جهان دست خواهد زد و زورگويان، زورمداران و قدرت طلبان افسار گسيخته عالم را سر جاى خود خواهد نشاند و به همه بدبختيها و تيره روزى ها و گرفتارى هاى بشريّت خاتمه خواهد داد.


[1] ـ مقدّمه كتاب «مهدى موعود» ترجمه سيزدهم بحار، ص 177، و مهدى انقلابى بزرگ، ص 57، به نقل از كتاب علائم الظهور.

[2] ـ او خواهد آمد، ص 75.

[3] ـ قاموس كتاب مقدّس، ص 806، به نقل از كتاب «او خواهد آمد»، ص 32.

[4] ـ او خواهد آمد، ص 33، به نقل از قاموس مقدس، ص 219.

[5] ـ ديباچه اى بر رهبرى، ص 95 ـ 96.

[6] ـ ديباچه اى بر رهبرى، ص 101 ـ 102.

[7] ـ او خواهد آمد، ص 87 ـ 88.

[8] ـ اسامى مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى مربوطه به تفصيل آمده است، و ما اسامى مذكوره را از اين كتابها نقل كرده ايم: النجم الثاقب، ص 31 ـ 70، كتاب يأتي على الناس زمان، ص 708 ـ 711، اقوال الائمه، ج 1، ص 329، او خواهد آمد، ص 64 ـ 70 و الزام الناصب ج 1، ص 481 ـ 491

[9] ـ ناگفته نماند كه نامها، كنيه ها و لقبهاى حضرت مهدى(عليه السلام)، در دو كتاب پر محتواى «الزام الناصب»، تأليف مرحوم حائرى يزدى، و كتاب بسيار نفيس «نجم الثاقب» تأليف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصيل ذكر شده است.

در كتاب «الزام الناصب»، 186 نام، و در كتاب «نجم الثاقب» هم 182 نام براى آن حضرت ذكر گرديده است. كسانى كه طالب شرح و معانى الفاظ ياد شده و اسامى مبارك آن حضرت مى باشند، مى توانند به كتاب «نجم الثاقب» از صفحه 31 تا 70 و جلد اوّل كتاب «الزام الناصب» از صفحه 481 تا 491 مراجعه فرمايند.




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:7 بعد از ظهر
حکمتی از قران

حکمتي از قرآن

 

"...ولا یکونواکالذین اوتواالکتاب من قبل فطال علیهم المد فقست قلوبهم وکثیر منهم فاسقون"

                                                                                       (سوره حدید آیه16)

"نبایدهمچون کسانی باشند که در گذشته به آنها کتاب داده شد،ولی هنگامی که مدت طولانی شد،دلهایشان قساوت گرفت و بیشترشان فاسقانند."

در تفسیرآیه شریفه امام صادق (ع) می فرمایند:

"این آیه در مورد حضرت ولی عصر (عج) واهل زمان غیبت او نازل شده که زمان غیبتش به طول خواهد انجامید".

در راغب آمده که "امد" زمان است.وتفاوت آن با زمان در این است که زمان عام بوده ولی "امد" مربوط به زمان خاصی است. حال با دقت درروایات می بینیم که این زمان خاص زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) بوده که با گذشت زمان قساوتها زیاد می گردد که باید با خواستن ودعا این غیبت را به ظهور تبدیل کرد تا این قساوت به رافت واین فسق به عدل تبدیل گردد. حال چرا امام تا این زمان در غیبت است که امام صادق (ع) در حدیثی فرموده "برای مهدی (عج)پیش از آنکه قیام کند غیبتی هست." زراره پرسید:برای چه؟!

حضرت می فرمایند: برای اینکه می ترسد،وبا دست خود به شکم مبارکش اشاره کرد(یعنی برای ترس از کشته شدن). سپس فرمودند:

"ای زراره اومنتظر است، مردم درباره ی تولد او دچارشک وتردید می شوند ، برخی گویند هنوز در شکم مادراست،برخی گویند: از دیده ها پنهان است ،برخی گویند: هنوز به دنیا نیامده است و... جز اینکه خدا دوست می دارد که شیعیان را در بوته آزمایش قرار دهد تا اهل باطل دچار تردید شوند."

در جایی دیگر دارد که مطالعه احوال شیعیان این زمان امام صادق (ع) را دگرگون ساخته وسیل اشک بر صورت مبارکش روان ساخته است اما ما که آن صلابت و مقاومت امام (ع) را نداریم وسنگینی این رویدادهای تلخ وناگواررابر شانه ی خود لمس می کنیم چه حالی خواهیم داشت؟!

اگرسراسیمه سر به بیبان نمی گذاریم وآتش دلمان جان هستی را طعمه حریق نمی سازد ،به این دلیل است که عمق فاجعه و عمق مصیبت را در سطح امام معصوم(ع) درک نمی کنیم. وگرنه می بایست عقل از مغزمان بیرون رفته و دیگر آرام وقراری نداشته سراسیمه سر به بیبانها نهاده در دشت وصحرا از غصه دچار مرگ شویم. زیرا درک عمق فاجعه امام صادق (ع) را با آن قدرت معنوی فوق العاده به حال اضطرارو تشویش انداخته است.

بارالها ! تو را به ناله های امام صادق (ع) سوگند می دهیم که بیش از این خوشید تابان امامت رادرپشت پرده های غیبت پنهان ساز ودلهای بیتاب ما را با آتش هجران، سوزان ودیدگان نگران ما را از دیدار آن کعبه ی مقصود وقبله موعود محروم مفرما.

 منابع: قرآن کریم، روزگار رهایی، غیبت نعمانی ص 7، بحار الانوارج51 ص54،المهدی ص204،یاد مهدی ،کمال الدین ص353

.....................

الم ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين

اين اولين آيه از سوره بقره مي باشد كه خداوند وقتي ازكتاب خود نام مي برد اشاره به دور كرده وميفرمايد (آن كتاب). سؤالي كه پيش مي آيد اين است كه چرا خداوند اشاره به نزديك نكرده وبه جاي (ذلك) (هذا) نفرموده است .در اين باره سخن زياد به ميان آمده .بعضي گويند كه (ذلك) به حقيقت قرآن اشاره دارد.

ولي بيائيم مانند هميشه به سخنان اهل بيت عليهم السلام رجوع كنيم.عياشي در تفسير اين آيه حديثي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه امام فرمودند:(كتاب علي لا ريب فيه)آن كتاب مولا اميرالمومنين است كه شكي در ان نيست .در تفسير آيه شريفه ي(هدي للمتين )حضرت امام صادق (ع)مي فرمايد (المتقون شيعتنا )متقين شيعيان ما مي باشند .

ودرتفسير آيه شريفه ي (يومنون بالغيب )مي فرمايد:شيعيان ما به تمام اموري كه باحواس ظاهري آنها را نديده و نشنيده اند ايمان دارند از قبيل توحيد و پيامبري تمام پيامبران ،قيام قائم ، معاد، حساب ، بهشت و دوزخ.

ودر تفسير (ومما رزقناهم ينفقون - از هر چه به روزي كرديم انفاق مي كنند.)مي فرمايد :شيعيان ما از فضائل ما اهل بيت براي يكديگر نقل مي كنند و فضائل ما خانواده را براي دوستان ما نشر مي دهند .

 

 

« واسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه » (سوره لقمان آيه 20)

     نعمتهاي ظاهري و باطني خود را بر شما سرازير نمود.

  درباره نعمت ظاهري و باطني تعبيرهاي مختلفي را آورده اند  آنچه در باره نعمت ظاهري آمده آفرينش، حيات، انواع روزي، ظاهر  بدن و سلامت آنها. و آنچه در باره نعمت باطني آمده قدرتهاي روحي و معرفت به خدا.

  ولي آنچه براي ما مهم است آنچه حضرات اهل بيت(ع) بيان فرموده اند در روايتي از پيامبر اكرم(ص) نعمت ظاهري را اسلام و آفرينش كامل و منظم انسان بوسيله پروردگار و روزيها و نعمت باطن را پوشاندن بديهاي انسان برشمرده است.

  در روايتي از امام باقر(ع) نعمت ظاهر را پيامبر و معرفت و نعمت باطن را ولايت اهل بيت معرفي كرده است.  و روايت ديگر چنين آمده است كه نعمت ظاهري، امام آشكار و نعمت باطني، امامي است كه از ديده ها پنهان باشد كه جسم او از ديده ها غايب خواهد شد ولي ياد او در دلها زنده خواهد بود و او امام دوازدهم از ما است كه خداوند هر مشكلي را براي او آسان سازد و هر سختي را براي او هموار نمايد و گنجهاي زمين را براي او آشكار نموده و راههاي دور و دراز را براي او نزديك و كوتاه نمايد.

  و در روايتي از امام كاظم(ع) آمده كه فرمودند : براي صاحب اين امر به ناچار غيبتي است كه بيشتر معتقدان به او از اعتقاد خود بازگردند كه آن امتحان بزرگي است كه خداوند مخلوقات خود را با آن آزموده است اگر پدران شما صحيح تر از اين راهي ميافتند از آن پيروي ميكردند، بنابراين طبق احاديث فوق، نعمت باطني حضرت وليعصر(ع) است كه از ديده ها غايب است و هر مشكلي برايش آسان ميشود، پس دعا كنيم كه با دعا و عمل ما شيعيان مشكل غيبت ايشان هر چه سريعتر به فرج آسان گردد ان شاءالله.

 

 

 

 

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط محسن فرهادی در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:4 بعد از ظهر


Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie